جلسه سخنرانی ماهانه انجمن فلسفه تعليم و تربيت ايران
موضوع
سخنران
خانم دکتر افسانه نراقیزاده
عضو هیئت علمی دانشگاه الزهراء
زمان
دوشنبه 1391/3/1 ساعت 17 تا 19
مکان
حضور علاقهمندان را ارج مینهیم
جلسه سخنرانی ماهانه انجمن فلسفه تعليم و تربيت ايران
موضوع
سخنران
خانم دکتر افسانه نراقیزاده
عضو هیئت علمی دانشگاه الزهراء
زمان
دوشنبه 1391/3/1 ساعت 17 تا 19
مکان
حضور علاقهمندان را ارج مینهیم
جلسه سخنرانی ماهانه انجمن فلسفه تعليم و تربيت ايران
موضوع
سخنران
خانم دکتر فاطمه زیباکلام
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
زمان
دوشنبه 28/1/1391 ساعت 17 تا 19
مکان
دانشگاه تهران، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، اتاق شورا
حضور علاقهمندان را ارج مینهیم

ماهیت انسان از ديدگاه ياسپرس
برگرفته از مقاله در حال انتشار «تبیین مفهوم آزادی در اندیشه مطهری و ياسپرس»
کارل ياسپرس در ادامهی اندیشههای کانت تلاش کرده است تا به سؤالات اساسی مربوط به جهان و انسان پاسخ دهد. او در جلدهای سهگانهی کتاب فلسفهی خود بهترتیب به سه موضوعِ جهان، انسان، و خدا پرداخته است. موضوعِ محوري در فلسفههاي اگزیستانس، از جمله فلسفهی ياسپرس، انسان، و آزادي و انتخابگری اوست. در این نگاه، انسان موجودي انتخابگر و ارزشگذار تلقی شده است. انسان نخست به عرصهی جهان پا مينهد و سپس تلاش خود را براي تشخّص خويش آغاز ميکند. اين همان اصل بنيادين اگزيستانسياليسم مبني بر تقدم وجود بر ماهيت است. انسان موجودي است آزاد که نسبت به وجود خويش آگاه می باشد و همين آگاهي است که او را موجودي انتخابگر و در نتیجه، نسبت به انتخابش مسئول ميکند. البته از نظر یاسپرس ویژگیهای آزادی و انتخابگری انسان از سوی «امر متعالی» یا خداوند هستند و ما را به سوی وی رهنمون میکنند. «من در آزادی خود، بهواسطهی خود وجود ندارم، بلکه به خود داده شدهام، زیرا شاید خود را از دست بدهم و نتوانم آزادی خود را اِعمال کنم». بنابراین، او پیوندی میان ویژگیهای وجودی انسان و خالقیت خداوند برقرار میکند.

مدارس ما چه چیزهایی یاد نمیدهند
شاید بعضی دوستان یادشان باشد که در یکی از کلاسها به این مطلب اشاره داشتم که ما در طول 12سال تحصیل در مدارس، چند چیز یاد نمیگیریم که عبارتند از: خواندن- نوشتن-حرف زدن-فکر کردن!!!!
شاید بچههای ما روخوانی یک متن را یاد بگیرند، ولی اهل مطالعه نمیشوند. اغلب آنها نه مطالعه مستمر روزانه (غیر درسی و غیراجباری) دارند و نه میتوانند ضمیر درون خود را بخوانند؛ یعنی خودخوانی یا خودشناسی آنها ضعیف است.
شاید بچههای ما ظاهراً نوشتن از روی یک متن یا نوشتن لغات و کلمات را یاد بگیرند، ولی نویسنده (ابتدایی) نمیشوند. اغلب آنها نه میتوانند یک نامه ساده اداری یا یک انشای ادبی یا حتی یک شعر ساده بنویسند و نه میتوانند افکار و احساسات خود یا خاطرات زندگی خود را به زبانی روان تقریر کنند.
شاید بچههای ما از ابتدای تولد سخن گفتن را میآموزند و آنرا در مدارس تقویت میکنند (البته سخنان رکیک و بیهوده و گفتار غیرعلمی و خالهزنکی هم جزو همین آموزههای رسمی یا پنهان است)، ولی سخنگو نمیشوند. اغلب آنها پس از تحصیل حتی نمیتوانند چند دقیقه بدون واهمه و اضطراب برای چند مخاطب سخن بگویند. اگر بتوانند چنان کنند، قطعاً با یاد نگرفتن اصول و روشهای «تفکر انتقادی» از بیان سخنانی موضوعمدار، روشمند و نتیجهدار عاجزند.
شاید بچههای ما در کوران مسائل و مشکلات نوجوانی و جوانی خود در خانه، مدرسه و جامعه دچار انواع درگیریها و دغدغههای فکری و روحی شده و دائماً بهگونهای افسرده و مأیوس در لاک خود خزیده یا فرافکنیهای ناهنجاری در محیطهای اجتماعی از خود بروز دهند، ولی آنها اهل تفکر و تعمق و توانمند در حل مسائل خود نمیشوند. اغلب آنها سادهترین شیوههای مواجهه با مسائل و حل آنها را یاد نگرفتهاند و از دقایقی تأمل و تفکر منطقی گریزانند و بخش عمدهای از زندگی آنها را هجو و هزل و بیهودگی و بیمعنایی پُر کرده است.
و در آخر، شاید این نوشته خیلی سیاه و تاریک بهنظر آید، ولی قطعاً مأیوسانه نیست. زیرا این نوشته فقط توصیفی از وضع موجود و عملکردهای ضعیف و ناقص نظام آموزشی کشورمان (از نگاه یک معلم و یک مدرس دانشگاه) بود، نه القای ناتوانی و ضعف مخاطبان این نظام. تجربه نویسنده نشان داده است که حتی با توجه به همین چند نکته در یک نیمسال تحصیلی و تمرین آنها بهصورت مستمر (با یک برنامه درسی غیررسمی و خارج از چارچوب نظام آموزش عالی) میتوان بسیاری از این ضعفها و اشکالات را مرتفع کرد.
اختفا و ظهور اولیای الهی
اغلب تصورات ما از اولیای الهی یا بهعبارتی دیگر، برترین و حقیقیترین مربیان عالم هستی، که مصادیق صفت هادی پروردگار میباشند، اینگونه است که آنها از نظرها پنهان هستند و در اختفا به سر میبرند و بنابر مصلحت خداوند هیچکس آنها را نمیشناسد. بنابراین، ما باید در مسیر زندگی خود بهدنبال شناخت آنها و کسب فیض از ایشان باشیم. این روایت قدسی هم دلیل ما برای احتجاب آنهاست:
اولیایی تحت قبایی لایعرفهم غیری
اما تفسیر دیگری نیز درباره احتجاب آنها وجود دارد. از این منظر، آنها در عالم غیبت به سر نمیبرند، بلکه کاملاً ظاهر و آشکار هستند و این ما هستیم که در حجاب غفلت و ظلمت قرار داریم و امکان دیدن آنها برای ما میسر نیست. نسبت ما و ایشان مانند ارتباط خورشید عالمتاب و موجودات جهان هستی است. خورشید همیشه حضور دارد و شعاع تابش آن دائماً هستیبخش میباشد، اما پشت کردن موجودات به خورشید باعث بیبهرگی آنها از انوار تابان خورشید است. از اینرو، شمس هستیبخش همیشه منتظر افرادی است که رو بهسوی او نمایند و از محضرش بهره ببرند:
نگو که شهر خالی گشت و عشاق از میان رفتند
جهان پُر شمس تبریز است، کو روحی چو مولانا
انوار هدایت تکوینی پروردگار عالم همچنان پُرتلألو و درخشان است و انتظار کسانی را میکشد که صرفاً اندکی توجه و حضور عرضه کنند؛ اما صد حیف که در این میانه یک مرد حقیقی ظلمتشکن نایاب است:
موسیای نیست که دعوی «انا الحق» شنود
ور نه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست
رفع حجابهای ظاهر و باطن تنها کاری است که اولیای حقیقی از ما میطلبند و آنها برای هدایت و راهنمایی ما مشتاقتر از خود ما هستند. در واقع، تفاوت بزرگ مربیان حقیقی با مربیان ظاهری در این است که مربیان حقیقی خود بهدنبال افرادی میروند که اندکی از حجابهای خود را برداشته و غفلتزدایی کرده باشند. آنها در اصل مأمور و مکلف به چنین کاری هستند:
تشنگان گر آب جویند در جهان
آب هم جوید به عالم تشنگان
نشست "بایستههای عقلانیت و معنویت در تعلیم و تربیت"
با سخنرانی دکتر خسرو باقری
این نشست با سخنرانی دکتر خسرو باقری عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و صاحبنظر در عرصههای متدولوژی، فلسفه تعلیم و تربیت و علم دینی، در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار میشود.
محورهای این نشست مبانی تعلیم و تربیت متناسب با اقتضائات علم دینی، وضعیت موجود تعلیم و تربیت در ایران با توجه به سابقه چند ده ساله، تصویری از وضعیت مطلوب تعلیم و تربیت، بررسی جایگاه عقلانیت و معنویت در وضعیت مطلوب تعلیم و تربیت و نقشه راه تحقق علوم تربیتی معطوف به معنویت عنوان شدهاند.
زمان: دوشنبه 10 بهمن ماه- ساعت 10 الی 12
مکان: خیابان ولیعصر (عج)، پایینتر از میدان ولیعصر (عج)، خیابان دمشق، شماره 9
حضور کلیه صاحبنظران، دانشجویان و علاقمندان در این نشست علمی آزاد است.
جلسه سخنرانی ماهانه انجمن فلسفه تعليم و تربيت ايران
موضوع
سخنران
خانم دکتر عزت خادمی
عضو هیئت علمی دانشگاه الزهراء
زمان
دوشنبه 10/11/1390 ساعت 16 تا 18
مکان
دانشگاه تهران، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، اتاق شورا
حضور علاقهمندان را ارج مینهیم
سرآمد آیینهای تربیتی
آدمی که اهـل گذشت نباشد روی شادی در این عالم نمیبیند، این را شمــا مطمئن باشید و این درسی است که در محضر این بزرگان آموختهایم. حالا هر کس از هرچه که دارد باید ببخشد. یک وقتی شما وقتِ زیـادی دارید، لذا وقتتان را وقـف دیگران میکنید. پول زیادی دارید، نیرو و انرژی دارید، آبــرو دارید، هرچه که دارید. بالاخره از اونی که دارید باید ببخشید.
این آیه قـرآن یادتان باشد که خیلی مهم است، سرآمد همه دستورهای سلـوکی و آیینهای تربیتــی است:
لَـن تنالُوا البـِرً حَتَـی تُنفِقُوا مِمًا تُحِبُـون ... (سوره آل عمران، آیه 92)
به پاکی و کمال و تعالی نمیرسید مگر اینکه از آن چیزی که دوست دارید ببخشید ...
نه از آن چیزی که زیادی و دوُرانداختنی است؛ اسم این کار بخشـش نیست. بخشش از چیزی که به جــانتان چسبیده؛ همان را بِکنَید، از همان ببخشید. فـوقالعاده نکته مهمی است، و واقعاً راز شکوفــا شدن و طــاهر شدن و به کمـال رسیدن و خندیــدن، خنده واقعی، و بهجـت همین است. و این همان عین رکن آزادگی است، و این چیزی بود که شمـــس در واقع از مولوی خواست.
(نقل قولی از ... با کمی ویرایش ادبی)
پداگوژی
منظور از پداگوژی، فرآیندی نظامدار جهت اعتلای یادگیری است. چنین فرآیندی، هم شامل مفهومی از دانش حقیقی و تدوین آن بهصورت نمادین در قالب رسانه است و هم دربرگیرنده فرایندی برای بهکار بستن آن دانش با هدف آگاه ساختن فرد نسبت به خود و جهان است (آقازاده و دبیری اصفهانی، 1380).
شکوهی (1368) توضیح مفصلی درباره این واژه ارائه کرده است که مختصراً چنین است: در کتاب لغت فلسفی لالند، واژه پداگوژی از ریشه یونانی و بهعنوان وظیفه بردهای که عهدهدار اداره و هدایت اطفال است، توصیف شده که مجازاً بهمعنی تربیت و خصوصاً تربیت اخلاقی است. اما برخی دیگر با انتقاد از این تعریف، پداگوژی را در معنایی عامتر، علم تربیت اعم از تربیت بدنی، ذهنی و اخلاقی دانستهاند.
همچنین، وینچ و جینگل (2008) ذیل مدخل پداگوژی چنین آوردهاند: «پداگوژی در وسیعترین معنای آن، روش آموزش است. انواع فنون پداگوژیکی عموماً چنین طبقهبندی میشوند: شرطیسازی (استفاده از شیوههای محرک-پاسخ)؛ کارآموزی؛ آموزش (انتقال مستقیم اطلاعات)؛ سرپرستی (یادگیری تحت نظارت و کنترل)؛ تسهیلگری (فراهمسازی فرصتها و منابع یادگیری)؛ الگوسازی (ارائه مثال برای دانشآموزان)؛ و پرسشگری (استفاده از طرح پرسش)». بنابراین، هرگونه دانش عملی مبتنی بر دانشهای نظری مرتبط با حوزه آموزش و پرورش را میتوان ذیل این مفهوم گنجاند.
حکایت تشنهشناس
گویند در عصر هارون عباسی، مردی پیدا شد و ادعای معجزه کرد. او را نزد هارون بردند و پرسیدند که کرامتش چیست. گفت که میتواند با یک نگاه، تشنگان را از مردمی که تشنه نیستند، تشخیص دهد. هارون دستور داد تا این استعدادِ وی را بیازمایند. پس مهمانیِ بزرگی برگزار کردند و غذایی بسیار بر خوانها نهادند و نمکی بسیار به آن زدند و آب و دوغ و نوشیدنی بر سر سفره نگذاشتند.
هارون و مردِ مدعی نیز بر صدر مجلس نشستند و مردمان بر سر خوانها حاضر شدند و به خوردن مشغول.
ناگاه از آن میانه، کسی با صدای بلند گفت: «آی… خوانسالار، تشنهام، آب بیاور». هارون از مرد پرسید که این یک تشنه است یا نه، و مرد گفت که نیست. سخن مرد دیگری را شنیدند که داشت به کنار دستیاش میگفت که: «غذا بسیار شور است و از این رو تشنه شدهام و این را در کتاب فلانی و بهمانی خواندم که نمک، دلیل تشنگی است…» باز هارون همان را پرسید و همان را شنید. دیگری از خوردن دست بداشت و خشمگینانه فریاد برآورد که تشنه است و آب میخواهد و مهمانان را بر آشپز شوراند و باز مرد میگفت که او نیز تشنه نیست.
تا آنکه در آن میان کسی برخاست و سفره را ترک کرد و در گوشهای جوی آبی یافت و مقداری آب نوشید.
مرد او را نشان داد و گفت: «او تشنه است».