تبليغاتX
فلسفه تعلیم و تربیت

 

استدلال حاميان تربيت دينى در مدارس

1- يكى از جنبه‏هاى مهم در سير زندگى انسان مذهب است. اين وجه ممتاز انسان از حيوان است كه مى‏تواند بر اساس مذهب اقدام به تعمق نمايد. در دنياى مادى كنونى انسان به شدت نيازمند مذهب است چرا كه، وى نمى‏تواند از طريق خوش گذرانى كه هيچ پايانى براى آن نيست‏به سعادت نايل شود.

 

2- در خوشگذرانى دنيوى تمايل به چيزهاى مادى افزايش مى‏يابد. در اين هنگام است كه بايد مذهب داراى جايگاهى در تربيت‏باشد; زيرا صرفا از طريق مذهب است كه انسان با بى‏محتوايى امور دنيوى آشنا مى‏شود. سلسله دروس از قبيل تاريخ، جغرافى، علوم، رياضيات و ديگر موضوعات علمى صرفا ما را قادر به رفع نيازهاى مادى مى‏كنند. اين موضوعات هرچند سبب رشد و پرورش ذهن مى‏شوند، اما همواره جنبه معنوى شخصيت انسان دور از دسترس آنهاست. تربيت دينى ترفيع دهنده همين شخصيت و ارزشهاى انسانى است.

 

3- امروزه ما به دليل فقدان احساسات صادقانه مذهبى دچار بسيارى از شرارتهاى اجتماعى شده‏ايم. اين شرارتها ريشه در تعصب، دشمنى، خودخواهى و غيره هم در سطح ملى و هم بين‏المللى دارد. در اين ميان تنها مذهب است كه به ما كمك مى‏كند تا اين شرارتها را ريشه‏كن كنيم.

 

4-   هرگز نبايد دين را صرفا يك احساس محدود و تنگ نظرانه تلقى كرد. از اين‏رو، تربيت دينى به معناى تربيت در يك دين خاص نيست، بلكه مراد از تربيت دينى تاكيد بر جوهره و عصاره اديان است. اگر مذهب در قالب احساس خالى از تعصب مطرح شود، آنگاه قادر به از ميان برداشتن تمام شرارتهاست. محدوده مدرسه جايى براى برگزارى آئينهاى مختلف نیست. به جاى تاكيد بر نقاط اختلاف بايد بر آرمانهاى اصلى كه مشترك بين تمام انسانهاست تاكيد شود. صرفاْ از اين طريق است كه تربيت دينى ثمر بخش مى‏شود.

 

5-   در دنياى متجدد استدلال علمى و مادى گرايانه بر همه چيز تفوق پيدا كرده است، به نحوى كه مردم در اكثر كشورهاى پيشرفته به دليل زياده‏طلبى در ثروت‏اندوزى دچار كشمكش‏هاى ناشى از دو جنگ جهانى شدند. اين كشمكشها چنان گسترش يافته است كه حتى زمان حال را نيز فرا گرفته است. واقعا اگر دين و سنت معنوى خود را رها كنيم و به دنبال اين كشورها برويم چه سرانجامى در انتظار ماست؟ پيروى از دين و آكنده شدن از اشتياق معنوى به هيچ وجه به معناى گرسنگى كشيدن و در انتظار مرگ به سر بردن نيست. بحثى در اين مطلب نيست كه ما بايد قبل از گام برداشتن در درجات عالى معنوى به جسم و بدن خود رسيدگى كنيم. امروزه، كشف تعادل بين معنويت و ماديت امرى ضرورى است و ما صرفا از طريق تربيت مى‏توانيم به اين تعادل دست پيدا كنيم. از اين جهت است كه تربيت‏بايد رنگ مذهب انسانى داشته باشد

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در چهارشنبه 26 دی1386 و ساعت 19:5 |

 

آراء تربیتی در عصر تجدد:

یکی از مهم‌ترین دوران تمدن مغرب زمین عصر تجدد یا دوره «رنسانس» است. این دوران که پس از قرون وسطی بوده و حدود سه قرن ادامه داشته، با تحولات بسیاری در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و فکری همراه بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در یکشنبه 23 دی1386 و ساعت 1:32 |

 

نوعملگرایی و فلسفه تعلیم و تربیت

بررسی پیامدهای دیدگاه ویلارد کواین و ریچارد رورتی در تعلیم و تربیت

Neo-Pragmatism and Philosophy of Education

تألیف: دکتر خسرو باقری

انتشارات دانشگاه تهران

شمارگان: 1000نسخه

1386(چاپ اول)

 

یکی از دغدغه‌های فکری دکتر باقری از همان ابتدا، بررسی و نشر دیدگاه‌های مکتب فلسفی عملگرایی (از نوع جدید یا کهنه آن) یا پراگماتیسم در تعلیم و تربیت بوده است. این را می‌توان از همان مقاله‌ای که بیش از 10 سال قبل درباره‌ی دیویی نوشته بود (که در کتاب «فلسفه تعلیم و تربیت معاصر» هم منتشر شد) و نیز از سلسله پژوهش‌هایی که در چند سال اخیر درباره‌ی رورتی داشته به‌خوبی فهمید. انتشار این اثر هم که چندی قبل وعده‌ی آن را شنیده بودیم، در همین راستاست.

 

این کتاب از سه بخش کلی تشکیل شده است:

 

بخش اول: آرای فلسفی متفکران نو‌عمل‌گرا

             فصل اول: زمینه‌های تکوین نوعمل‌گرایی

             فصل دوم: تأثیر ویلارد کواین بر عمل‌گرایی

             فصل سوم: تأثیر ریچارد رورتی بر عما‌گرایی

بخش دوم: پیامدهای نوعمل‌گرایی در تعلیم و تربیت

             فصل اول: پیامدهای دیدگاه کواین در تعلیم و تربیت

             فصل دوم: پیامدهای دیدگاه رورتی در تعلیم و تربیت

بخش سوم: نقد و بررسی

             فصل اول: ارزیابی فلسفه تعلیم و تربیت برگرفته از نوعمل‌گرایی کواینی

             فصل دوم: ارزیابی فلسفه تعلیم و تربیت برگرفته از نوعمل‌گرایی رورتی

 

همان‌طور که از عنوان فرعی کتاب و تذکر مؤلف در مقدمه‌ برمی‌آید، این کتاب صرفاً به توضیح و نقد و بررسی دو تن از برجسته‌ترین متفکرین نوعملگرایی می‌پردازد و با آرای نوعملگرایان دیگری همچون گودمن، پاتنم، دیویدسون، و برنشتاین کاری نداشته است. در واقع، معرفی کلیات دیدگاه‌های مشترک این مکتب فلسفی معاصر و نقاط اشتراک و افتراق آن با نیای فکری خود فقط در حدود 9 صفحه ابتدایی بخش اول (فصل اول) را در بر گرفته است، و این امر در نگاه نخست، اولین نقطه‌ی ضعف این اثر به‌شمار می‌آید.

  

هرچند که به زعم من، انتشار این اثر را می‌توان به‌عنوان نقطه‌ی عطفی در جریان مطالعات فلسفه تعلیم و تربیت کشورمان به‌شمار آورد، لیکن با توجه به ضعف عمده‌ی جامعه‌ی فیلسوفان تربیتی کشورمان در شناخت، مطالعه، و تفکر فلسفی به معنای خاص آن، هنوز باید منتظر تولد فیلسوفان تربیتی‌ای باشیم که امیدواریم این نوع تألیفات توسط آنان فهم و به‌کار گرفته شود. مؤید این ادعا نیز شمارگان بسیار پایین این دست کتاب‌هاست.

  

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در یکشنبه 16 دی1386 و ساعت 0:22 |

                       

 

آراء تربیتی در سده‌های میانه:

 

بنابر نظر کاردان(1381، ص62)، "سده‌های میانه یا قرون وسطی به دوره‌ای از تاریخ مغرب زمین اطلاق می‌شود که میان دوره یونان و روم باستان و عصر جدید که با «رنسانس» آغاز می‌شود قرار دارد و نزدیک به ده قرن به‌طول می‌انجامد". البته درباره آغاز و پایان دقیق این دوره میان مورخان اختلاف نظر وجود دارد. قرون میانه را به دو بخش زمانی نامساوی تقسیم می‌کنند: "بخش اول شامل روزگار تاریک هجوم بربرها و بی‌نظمی مدنی و انحطاط فرهنگی است که از آغاز قرن ششم تا اوایل قرن دوازدهم طول می‌کشد. بخش دوم شامل قرونی است که طی آن بازرگانی رونق یافت و شهرها رو به توسعه رفت و تعلیم و تربیت رواج گرفت" (طوسی، 1354،‌ ص48).

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در جمعه 14 دی1386 و ساعت 23:46 |

 

Civic Education

Jack Crittenden

Stanford Encyclopedia of Philosophy

First published Thu 27 Dec, 2007

 

بلاخره دائرة‌المعارف فلسفی استنفورد رشته‌ی فلسفه تعلیم و تربیت را نیز به رسمیت شمرده و اولین مدخلی که به‌صورت مستقیم به یکی از موضوعات این رشته می‌پردازد را در لیست خود قرار داد.

 

اگرچه پیش از این مقالاتی مانند «میشل مونتنی»، «مارتین بوبر»، «روسو»، «سقراط»، «فلسفه‌ی کودکی»، «فلسفه برای کودکان»، «شهروندی»، یا... که به‌طور غیرمستقیم به این رشته ارتباط دارند، در مجموعه مقالات این دائرة‌المعارف یافت می‌شد، لیکن این مقاله، اولین مقاله‌ای است که به‌طور مستقیم به یکی از موضوعات روز فلسفه تعلیم و تربیت پرداخته است. برای اثبات این مدعا کافیست به جستجوی کلمه‌ی Education در این دائرة‌المعارف قابل دسترس در اینترنت بپردازید.

 

در این مقاله، نویسنده پس از تعریف اجمالی مفهوم «تربیت مدنی» به توضیح مفاهیم «شهروند شایسته» (از دیدگاه فیلسوفان یونان باستان، روسو، امیل، و جامعه‌ی معاصر آمریکا)، «دموکرات شایسته» (از دیدگاه اِمی گاتمن، و ویلیام گالستون)، و «فرد شایسته» پرداخته، سپس تربیت مدنی را (از دیدگاه دیویی، و فریره) به‌عنوان کنشی سیاسی مورد بررسی قرار داده، و در نهایت، اشاره‌ای به تعلیم و تربیت بین‌المللی داشته است. نکته قابل توجه این‌که در انتهای مقاله پیوندهای مفیدی نیز به برخی از منابع اینترنتی درباره‌ی این موضوع وجود دارد.

 

امیدواریم روزی مدخل مستقیمی هم با عنوان «فلسفه تعلیم و تربیت» در این دائرة‌المعارف فلسفی معتبر اضافه شده و به معرفی مناسبی از این رشته‌ی ارزشمند بپردازد.

 

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در سه شنبه 11 دی1386 و ساعت 10:15 |

 

 

چگونه باید رفتار کنیم؟

گفتگوى دانش آموزان در باره‌ى اخلاق

 

این کتاب، همچنان‌كه از نامش پيداست، كتابى است در باره‌ى اخلاق براى دانش‌آموزان از فيلسوفى بلند آوازه چون توگندهات. وى اين كتاب را به سال‏ 1995 و در ايامى كه در شيلى تدريس مى‌كرد براى درس اخلاق در مدارس شيلى نوشت. اين كتاب با همكارى سه تن فراهم آمده است: توگندهات استدلال‌هاى فلسفى كتاب را پرورانده است. لوپز آن استدلال‌ها را به قالب داستان ريخته است و آنا ماريا ويكونا مطالب را به زبانى درآورده است كه براى دانش آموزان قابل فهم باشد. حاصل كار كتابى شده است كه فلسفه‌ى اخلاق را داستان وار براى دانش آموزان شرح مى دهد. اين كتاب در سال‏ 1998 ابتدا به زبان اسپانيائى در شيلى منتشر شد و سپس ترجمه‌ى آلمانى آن زير نظر خود توگندهات در سال‏ 2000 روانه‌ى كتابفروشى هاى آلمان گشت.

    به‌نقل از  سایت برکه


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در دوشنبه 10 دی1386 و ساعت 14:3 |

 

تنهايی(۳)

 

دكتر شريعتي «تنهايي» را شاخصه‌ی بارزِِ وضع انساني دانسته و مذهب و عشق و هنر را جلوه‌هاي هميشگي اين «روح غريب»، اين «نيِ سر بريده از نيستاني كه هماره از جدايي و اشتياق مي‌نالد» مي‌داند.

 

 او « تنهايي» را «جدايي» و «غربت» معنا مي‌كند. معنايي كه با ايده آليسمِ عرفانيِ شرقي و ايده‌آليسمِ فلسفيِ غربي يكي نيست. همچنان‌كه از رآليسم متداول «جزمي‌هاي مدعي ديالكتيك» سخت به‌دور است. چراكه آن‌را يك نوع «دل زدگيِ» بورژوايي و وهميات دردگونه‌ی «دلهاي بي‌درد» و آلام و احلام «انسان‌هاي مرفه» مي‌داند. انسان‌هايي كه «فراغت» آنها را «الينه» كرده است؛ زندگي را يكنواخت، هستي را عبث، طبيعت را پوچ، آسمان را احمق، و انسان را به خود وانهاده‌اي بي‌همه‌چيز و بلاتكليف مي‌دانند و بودن را بي‌معني و بي‌سرانجام و زيستن را بيهودگي‌اي يكنواخت و ملال‌آور مي‌بينند. و لاجرم يا هم چون بودا از بودن كناره مي‌گيرد يا هم‌چون روسو به دم‌غنيمتي مأيوسِ اپيكوري مي‌افتد و يا هم‌چون كامو به عبث مي‌رسد و يا هم‌چون ژيد به خودفريبي و بهشت‌انگاريِ برزخ پناه مي‌برد و يا هم‌چون بكت به هر ايماني مي‌خندد و هر انتظاري را انتظارِ موهومِ گودو می‌خواند و يا هم‌چون سارتر هستي را پوچ مي‌بيند و انسان را پوك و يا هم‌چون تصوف به خود مي‌خزد تا از خلوت بيرون بگريزد و آتش عشق مرادي را بر مي‌افروزد تا سرديِ زندگيِ يكنواخت و بي‌تكان و تپش را گرم كند و یا...

 

و در آخر مي‌آموزد كه انسان در طبيعت، نه «بودن» است و نه «نمودن»، «شدن» است؛ سرمايه‌ی جهان او را بس نيست؛ آب همه‌ی اقيانوس‌هاي عالم عطشش را فرو نمي‌نشاند. هستي بر اندامش تنگي می‌کند. در انبوه كائنات غريب، گرسنه، مضطرب، ناخشنود و عصيانگر است. انسان در اين دنيا يك روح مهاجر است؛ خدا گونه‌اي است در تبعيد.

 

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در دوشنبه 3 دی1386 و ساعت 23:3 |

 

آراء تربیتی روم باستان:

 

یکی دیگر از تمدن‌های بزرگ باستانی که سهم بسیاری در تکوین و گسترش فرهنگ و تمدن غرب داشته فرهنگ و تمدن روم باستان است. این تمدن از قرن هشتم قبل از میلاد آغاز شده و تا سقوط امپراطوری روم در نیمه دوم قرن پنجم میلادی، یعنی به مدت سیزده قرن، ادامه داشته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در یکشنبه 2 دی1386 و ساعت 23:13 |

 

ج) آراء تربیتی یونان باستان در دوره سوم:

 

دوره سوم فرهنگی یونان باستان که به عصر انحطاط فرهنگی نیز توصیف شده است دوران افول و خاموشی فرهنگ و تمدن و به تبع آن تعلیم و تربیت بود، یعنی در این دوران نظر بدیع و جالب توجهی در زمینه آموزش و پرورش ابراز نشده است. با روی کار آمدن اسکندر کبیر روزگار آزادی و استقلال دولت شهر یونانی واقعاً از بین رفته و به‌گفته کاپلستون (ج1، 1375، ص435) در این دوران ما باید از تمدن یونانی‌مآبی(هلنیستی) (انتشار فرهنگ یونانی) سخن‌گوییم تا تمدن یونانی(هلنی).


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا محمدی در یکشنبه 2 دی1386 و ساعت 23:10 |