تبليغاتX
فلسفه تعلیم و تربیت

تحلیل تعاریف تربیت (2)

 

«رابین بارو» و «رونالد وودز» در فصل اول کتاب «درآمدی بر فلسفه آموزش و پرورش» با عنوان «مفهوم آموزش و پرورش» به تحلیل مفهوم «آموزش و پرورش» پرداخته‌اند. نویسندگان با مبنا قرار دادن یکی از تعاریف منتسب به آر.اس.پیترز که در کتاب «اخلاق و آموزش و پرورش» او آمده است، به نقد و تحلیل مفهوم آموزش و پرورش پرداخته‌اند. پیترز واژه‌ی آموزش و پرورش را متضمن دلالت ضمنی تجویزی و اخلاقی می‌دانست و به تعبیر او این واژه معنای درونی در خود دارد که بر اساس آن باید نتیجه‌ی ارزشمندی حاصل شود. اما بحث از یک تناقض حاصل می‌گردد و آن این‌که جملاتی نظیر «آموزش در فلان مدرسه افتضاح است» چه معنایی دارند.

در این‌جا نویسندگان به دفاع پرداخته و منظور اصلی پیترز را این‌گونه روشن می‌سازند که هر متفکری دارای دیدگاهی مثبت و ارزشی نسبت به آموزش و پرورش دارد. بنابراین از دیدگاه پیترز «آموزش و پرورش، انتقال امور با ارزش است». حال باید دید این امور باارزش با چه روش‌هایی باید منتقل شود یا فرآیند آن چیست؟ از نگاه وی فرآیند آموزش و پرورش نیز متضمن دلالت‌های ارزشی است، یعنی فرآیندی را می‌توان آموزشی خواند که از نظر اخلاقی قابل قبول باشد. بنابراین او ارزش را جزء جدایی ناپذیر آموزش و پرورش می‌دانست.

اشکال مهم از پاسخ به این سؤالات برمی‌خیزد که معیار ارزشی بودن یا نبودن چیست؟ و امور باارزش کدامند؟ چراکه در این‌باره در میان متفکرین نظریات متعددی وجود داشته و معیارهای مختلفی عرضه شده است.

نویسندگان در این قسمت به تحلیل مفهوم «انسان فرهیخته» در نگاه پیترز تغییر جهت می‌دهند. چراکه به یقین هدف آموزش و پرورش را ایجاد افراد فرهیخته می‌دانند. و البته باز هم به همان اشکال قبلی برمی‌خورند: افراد مختلف با معیارهای متفاوتی به تعریف افراد فرهیخته می‌پردازند. به‌عنوان مثال برخی فمینیست‌ها به نقد دیدگاه هرست و پیترز در این‌باره پرداخته‌اند. بنابراین، افراد مختلف اهداف متفاوتی دارند و هیچ پایان یا معیار ثابتی برای این مطلب نمی‌توان ایجاد کرد؛ یعنی می‌توان حداقل در این‌جا به‌نوعی نسبی‌گرایی قایل شد. البته نویسندگان کتاب نیز باب بحث را در این‌باره نمی‌بندند و از عناصر مشترک افراد مختلف صحبت می‌کنند.

نویسندگان در ادامه به عناصر و شرایط اساسی نهفته در مفهوم فرهیختگی از دیدگاه پیترز پرداخته و آن‌ها را نقل می‌کنند و بار دیگر به همان اشکال برمی‌خورند و به نقد و تحلیل آن‌ها می‌پردازند.

 

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در شنبه 23 شهریور1387 و ساعت 22:14 |

تحلیل تعاریف تربیت (1)

 

"گاستون میالاره" در فصل اول کتاب «معنی و حدود علوم تربیتی» (ترجمه دکتر کاردان) با عنوان «گسترش کنونی مفهوم تربیت» پس از بحثی لغت شناختی و اصطلاحی، چهار معنی عمده‌ی مفهوم «تربیت» (Education) را از لحاظ تاریخی مورد بررسی قرار می‌دهد:

 

- این کلمه از لحاظ اصطلاحی خاستگاهی لاتینی دارد، و دارای دو ریشه‌ بدین شرح است:

1) Educar به معنی تغذیه کردن یا خوراک دادن

2) Educere به معنی بیرون کشیدن (فرهیختن) و رهنمودن به... یا پروردن

 

- از لحاظ تاریخی نیز چهار معنی برای این مفهوم قابل استخراج است:

1) تربیت به‌عنوان نهاد

2) تربیت به‌عنوان حاصل عمل

3) تربیت به‌عنوان فرایند

4) تربیت به‌عنوان محتوا

 

در ادامه، نویسنده به بررسی گستره‌های عمده‌ی مفهوم تربیت پرداخته و تربیت را «در تمامی سنین»، «فراتر از آموزشگاه‌ها»، «در تمامی شئون زندگی»، و «در سطوح مختلف» قابل ملاحظه می‌داند.

 

در قسمت بعد، جستجوی تعریفی صحیح و صریح از تربیت از سوی نویسنده بیهوده تلقی شده و از این رو، به تحلیل درباره‌‌ی روش دستیابی به این تعریف می‌پردازد. به‌زعم نویسنده، او به پیروی از تعالیم اساتید خود در مسیر دیگری گام برمی‌دارد. وی با تحلیلی سه مرحله‌ای و با قصد دوری از خلط احکام واقعی و ارزشی این مسند را روشن می‌سازد:

 

تحلیل عامل مربی- تحلیل عامل فرایند- تحلیل عامل شاگرد

(فرد یا گروهی)- (اثر می‌کند روی)- (فرد یا گروه دیگر)

او پس از تحلیل نسبتاً جامع توصیفی به مرحله‌ی حکم ارزشی رسیده و اهداف و فلسفه و مبانی را نیز داخل می‌کند.

 

در قسمت بعد، نویسنده از وضعیت‌های تربیتی با عنوان «همه وقایع تربیتی در زمینه‌ای ثبت می‌شوند که ما آن‌را وضعیت تربیتی می‌نامیم» یاد می‌کند و شناخت خصایص عمده‌ی این وضعیت‌ها را برای تفسیر و فهم وقایع تربیتی ضروری می‌داند.

 

میالاره پس از ارائه‌ی یک نمودار کلی از یک وضعیت تربیتی، در نهایت به تعریف علوم تربیتی به‌عنوان «مجموعه معارفی که شرایط وجود و کارکرد و تحول وضعیات و وقایع تربیتی را مطالعه می‌کند» می‌پردازد.

 

+ نوشته شده توسط رضا محمدی در جمعه 8 شهریور1387 و ساعت 18:38 |