اصول تعليم و تربيت در نظام فلسفي برتراند راسل
محمد مهدی میرلو
(مجله اطلاعات حکمت و معرفت-ویژهنامه فلسفه تعلیم و تربیت)
(قسمت سوم)
تربيت فردي يا تربيت شهروندي
مسلما در فرايندي که فرد در مسير تربيت طي مي کند مقدمات ورود او به اجتماع فراهم مي شود. نحوه تربيت فرد نقش مهمي در بنا و پويايي و يا نابودي جامعه خواهد داشت . به عبارت ديگر نوع تربيت افراد تضمين يا عدم تضمين بقاي جامعه بشري را رقم خواهد زد . از همين روست که راسل تربيت را «کليد جامعه و جهان نو »مي داند (راسل 72:1347) . چنانکه در مقدمه اين مقاله ذکر شد از ديدگاه راسل وضعيت جهان امروز به دليل يکه تازي کاروان علم و عقب ماندن قافله خرد از اين کاروان چندان رضايت بخش نيست . به همين دليل به نسبت افزايش مهارت و چيره دستي با کاهش خرد مواجه هستيم . ترسيم وضعيت حاضر نشان مي دهد که هر چند پيشرفت علم به ظاهر در ابعاد مختلف تأثير ملموس و مهمي داشته است ولي با مهيا کردن وسايل کشتار و نابودي دسته جمعي ، بقاي نوع بشر را به خطر انداخته است . رقابت ميان کشورها و کاربرد تسلحيات ، تمدن چندين هزار ساله بشري را بر لبه پرتگاه نيستي قرار داده است و اضطرابي عظيم بر وجود انسانها مسلط ساخته است (دوروارد 1346 ) . اما آنچه راسل بدان معتقد است نياز نوع بشر در عصر حاضر به مشارکت (cooperation )به جاي رقابت (competition است. هر چند حذف کامل رقابت به عنوان فعاليت طبيعي انسان مقصود راسل نمي باشد زيرا توقف رقابت بدون تخريب فرديت به دشواري امکان پذير است ( Russell 1971:144) . با اين وجود از ديدگاه او اعتقاد به مفيد بودن رقابت يک اشتباه تاريخي است و نبايد ديگر اين اشتباه تکرار شود (Russell 1971:104) انسان امروز براي حصول رضايتمندي از حيات خويش نيازمند دو هماهنگي است:
(1) هماهنگي دروني که ميان عقل و عاطفه برقرار مي شود.
(2) هماهنگي بيروني با اراده ديگران.
ادامه مطلب

