
درآمدي بر فلسفه تعليم و تربيت جمهوري اسلامي ايران
نویسنده: دکتر خسرو باقری
انتشارات علمی و فرهنگی
1386
فلسفه تعليم و تربيت كه خود چارچوبي نظري است، نقشي اساسي در حوزه عملي تعليم و تربيت به عهده دارد. اين نقش متضمن هدايت و بازانديشي نسبت به اموري است كه در حوزه علمي تعليم و تربيت ميگذارد. از اين حيث، فلسفه تعليم و تربيت چون سنگ ترازويي است كه وزن فعاليتهاي عملي تعليم و تربيت را نشان ميدهد و همچون معياري عمل ميكند كه ميزان افزودن و كاستن براين فعاليتها را مشخص ميكند.
با اين وجود، متأسفانه در كشور ما، فلسفه تعليم و تربيت هنوز صورت مدوني نيافته است. اين امر كم و بيش بدان معناست كه در حوزه عملي تعليم و تربيت، بدون داشتن سنگ ترازو، به توزين پرداخته و با حدس و گماني آزاد، قدر و قيمت طرحها و فعاليت هاي عملي تعليم و تربيت را مشخص كردهايم.
البته، ضرورت پرداختن به فلسفه تعليم و تربيت، از مدتها پيش مورد توجه قرار گرفته بود، اما اين احساس ضرورت، يا مسير مناسبي را براي باروري نيافته و يا اگر در مسير مناسبي قرار گرفته، به بار ننشسته است.
در كوشش براي تدوين فلسفه تعليم و تربيتي براي آموزش و پرورش ايران، دست كم بايد به سه عنصر توجه كرد:
عنصر اول، فرهنگ و انديشه اسلامي است. توجه به اين عنصر، از اين جهت اهميت دارد كه ستون فقرات فرهنگي جامعه ما را پيوند عميق مردم اين ديار با دين اسلام تشكيل ميدهد.
عنصر دوم، ويژگيهاي فرهنگ ملي است. اين عنصر، ناظر به خصوصياتي است كه در طي تاريخ اين ملت، از گذشتههاي دور تاكنون، به ظهور رسيده و در شكل دادن خلق و خوي اجتماعي معيني نقش داشته است. به علاوه، آرايش فرهنگي جامعه، از حيث وجود خرده فرهنگهاي مختلف قومي، بعد ديگري در همين عنصر است. سرانجام عنصر سوم، مواجهه فرهنگي با دنياي غرب است. اين عنصر، از اين جهت داراي اهميت است كه بستر ظهور چالشهاي تعيينكنندهاي در وضع كنوني جامعه است.
بررسي عميق هر سه عنصر مذكور در قالب يك پژوهش امكانپذير نيست. در اثر حاضر، از اين سه عنصر تنها عنصر نخست و تا حدي عنصر سوم مورد توجه مؤلف بوده است. خسرو باقري با نظر به عنصر اول سعي كرده تا با مطالعه متون ديني اسلام، چارچوبي براي انديشه تربيتي فراهم كند و در ضمن آن، معيارهايي به دست دهد كه به كمك آنها بتوان در مورد پديدههاي جاري در محيطهاي آموزش و پرورش طراحي و تأمل نمود.



