یک خبر- یک نظر
«واگذاری برخی مدارس به حوزههای علمیه»
«نظام آموزشی ایران، از هم گسیخته است»
خودتان بخوانید- خودتان قضاوت کنید
ادامه مطلب
یک خبر- یک نظر
«واگذاری برخی مدارس به حوزههای علمیه»
«نظام آموزشی ایران، از هم گسیخته است»
خودتان بخوانید- خودتان قضاوت کنید

کودکان باید دینشان را انتخاب کنند
نوشته ریچارد داوکینز
ترجمه امیر غلامی
اشاره: ریچارد داوکینز (Richard Dawkins) دانشمند زیست شناس برجسته و استاد فهم عمومی علم در دانشگاه آکسفورد است. او ملحد و خداناباوری است که شدیداً پروژهی تبلیغ خداناباوری را پی میگیرد و دور دنیا راه میافتد و بنیادگرایان مذهبی را گیر میآورد و با آنها مصاحبه میکند و میکوشد دین را امری عقبافتاده، خطرناک و ضدّ بشر نشان دهد.
او مقالات و کتابهایی هم در تبلیغ عقاید خود منتشر کرده است؛ کتابهایی مانند «ژن خودخواه»، «ساعتساز نابینا»، «صعود به قلهی ناممکن»، و «گسیختن رنگین کمان». آخرین کتاب او با عنوان «پندار خدا» که بهصورت غیر رسمی هم به زبان فارسی ترجمه شده است را میتوانید از
اینجا دانلود کنید. اطلاعات بیشتر دربارهی داوکینز را میتوانید از برخی نوشتهها و مطالب اخیر وبلاگ دوست خوبم (یاسر میردامادی) بهدست آورید.مطلبی که در ادامه میآید نامهی سرگشادهای از وی به وزیر کشور انگلستان است که در آن به نقد تأمین مالی مدارس مذهبی آن کشور پرداخته و بهعبارت دیگر، با تربیت دینی رایج در آن کشور مخالفت کرده است. نقد این مطلب و مطالب مشابه را به خوانندگان این وبلاگ محوّل میکنم.
كاوشى در ريشه قرآنى واژه «تربيت» و پيامد معنايى آن
حسين مهدىزاده
مقدّمه
تعداد زيادى از كتابهاى معتبر لغت در ذيل ريشه «ربّ» و كتابهاى تفسير در ذيل سوره «حمد» واژه «ربّ العالمين» آوردهاند كه «ربّ» با واژه تربيت مرتبط است، علاوه براين، برخى از كتابهاى لغوى معتبر مانند لسان العرب و تاج العروس بعضى مشتقات واژه «تربيت» مانند «ربّب»، «تَرَبَّب»، «ربّى» و «تربّى» را به رغم اينكه از دو ريشه متفاوت «ربب» و «ربو» هستند. در كنار هم ذكر كردهاند.
با توجه به اينكه شكل فعلى واژه «تربيت» از ريشه «ربو» است و قرآن بدون ترديد، آخرين و كاملترين كتاب تربيتى الهى است، ولى با اين وجود مشتقات تربيت از ريشه «ربّ» و «ربب» بيشتر از ريشه «ربو» در قرآن به كار رفتهاند.
مشاهده واقعيتهاى مذكور باعث كنجكاوى و ايجاد پرسشهاى ذيل مىگردد:
اولاً، آيا بين واژه «ربّ» و ريشه «ربب» و كلمه تربيت از ريشه «ربو» همگرايى و همخوانى معنايى وجود دارد؟ ثانيا، بر فرض وجود رابطه معنايى بين آن دو، آيا منشأ اين رابطه، رابطه لغوى و لفظى بين آنهاست؛ اگر منشأ رابطه معنايى ياد شده وجود رابطه لغوى و لفظى است، چگونه مىتوان همگرايى و همخوانى رابطه لغوى و لفظى دو واژه ربّ و تربيت را تبيين نمود؟
ثالثا، كدام يك از مشتقات واژه عربى «تربيت» در قرآن به عنوان يك كتاب تربيتى، كه به زبان عربى مبين نازل شده است، به كار رفته و اين مشتقات بيشتر از كدام ريشه لفظى هستند؟ و چرا؟
چون معمولاً هر كاوشى در پى پاسخگويى به سؤالهاى پژوهشى مشخصى است، اينها نيز برخى از مهمترين پرسشهايى هستند كه مقاله حاضرتلاشنمودهاستبه آنها پاسخ دهد.
مفهومشناسی درباب تربیت
اشاره: تربيت اسلامي عنواني است كه استعمال فراوان يافته و براي نشان دادن طرح اسلام در ساختن و پرداختن انسان به كار مي رود. در بحث حاضر كه به كوشش دكتر خسرو باقري عضو محترم هئيت علمي دانشگاه تهران و به قصد تجزيه و تحليل مفاهيم، مطرح شده است، ابتدا عدم كفايت واژه تربيت در رساندن منظور فوق بيان مي شود، سپس با توسل به فرهنگ قرآن، كوشش شده است مفهومي بديل جايگزين گردد.
صحبت با خدا
I dreamed I had an interview with God.
در رويا ديدم که با خدا حرف ميزنم
So you would like to interview me? God asked.
او از من پرسيد :آيا مايلي از من چيزي بپرسي؟
If you have the time? I said.
گفتم ....اگر وقت داشته باشيد....
بخوانید نوشتهی دلنشین رضا امیرخانی را دربارهی یکی از معلمانش؛ استاد آراستهراد، دبیر شیمی کهنهکار دبیرستان علامهحلی تهران.
الحق که فقط لطافت چنین قلمهایی میتوانند صورتگرِ ظرافتها و جمالِ نقش الهی اینچنین معلمانی باشند.
استدلال حاميان تربيت دينى در مدارس
1- يكى از جنبههاى مهم در سير زندگى انسان مذهب است. اين وجه ممتاز انسان از حيوان است كه مىتواند بر اساس مذهب اقدام به تعمق نمايد. در دنياى مادى كنونى انسان به شدت نيازمند مذهب است چرا كه، وى نمىتواند از طريق خوش گذرانى كه هيچ پايانى براى آن نيستبه سعادت نايل شود.
2- در خوشگذرانى دنيوى تمايل به چيزهاى مادى افزايش مىيابد. در اين هنگام است كه بايد مذهب داراى جايگاهى در تربيتباشد; زيرا صرفا از طريق مذهب است كه انسان با بىمحتوايى امور دنيوى آشنا مىشود. سلسله دروس از قبيل تاريخ، جغرافى، علوم، رياضيات و ديگر موضوعات علمى صرفا ما را قادر به رفع نيازهاى مادى مىكنند. اين موضوعات هرچند سبب رشد و پرورش ذهن مىشوند، اما همواره جنبه معنوى شخصيت انسان دور از دسترس آنهاست. تربيت دينى ترفيع دهنده همين شخصيت و ارزشهاى انسانى است.
3- امروزه ما به دليل فقدان احساسات صادقانه مذهبى دچار بسيارى از شرارتهاى اجتماعى شدهايم. اين شرارتها ريشه در تعصب، دشمنى، خودخواهى و غيره هم در سطح ملى و هم بينالمللى دارد. در اين ميان تنها مذهب است كه به ما كمك مىكند تا اين شرارتها را ريشهكن كنيم.
4- هرگز نبايد دين را صرفا يك احساس محدود و تنگ نظرانه تلقى كرد. از اينرو، تربيت دينى به معناى تربيت در يك دين خاص نيست، بلكه مراد از تربيت دينى تاكيد بر جوهره و عصاره اديان است. اگر مذهب در قالب احساس خالى از تعصب مطرح شود، آنگاه قادر به از ميان برداشتن تمام شرارتهاست. محدوده مدرسه جايى براى برگزارى آئينهاى مختلف نیست. به جاى تاكيد بر نقاط اختلاف بايد بر آرمانهاى اصلى كه مشترك بين تمام انسانهاست تاكيد شود. صرفاْ از اين طريق است كه تربيت دينى ثمر بخش مىشود.
5- در دنياى متجدد استدلال علمى و مادى گرايانه بر همه چيز تفوق پيدا كرده است، به نحوى كه مردم در اكثر كشورهاى پيشرفته به دليل زيادهطلبى در ثروتاندوزى دچار كشمكشهاى ناشى از دو جنگ جهانى شدند. اين كشمكشها چنان گسترش يافته است كه حتى زمان حال را نيز فرا گرفته است. واقعا اگر دين و سنت معنوى خود را رها كنيم و به دنبال اين كشورها برويم چه سرانجامى در انتظار ماست؟ پيروى از دين و آكنده شدن از اشتياق معنوى به هيچ وجه به معناى گرسنگى كشيدن و در انتظار مرگ به سر بردن نيست. بحثى در اين مطلب نيست كه ما بايد قبل از گام برداشتن در درجات عالى معنوى به جسم و بدن خود رسيدگى كنيم. امروزه، كشف تعادل بين معنويت و ماديت امرى ضرورى است و ما صرفا از طريق تربيت مىتوانيم به اين تعادل دست پيدا كنيم. از اين جهت است كه تربيتبايد رنگ مذهب انسانى داشته باشد