معنویت در آموزش عالی
نهضت معنویتگرایی در آموزش عالی
چکیده
جنبش معنویت گرایی یک جریان فکری جدید و رو به رشد است که عرصه های مختلف زندگی را، بخصوص در جهان غرب، تحت تاثیر قرار داده است. از جمله عرصه هایی که از این جریان متاثر شده اند آموزش و پرورش است. اخیرا نیز جریان معنویت گرایی حوزه آموزش عالی و بخش های مختلف آن، مثل برنامه ریزی، سیاست گذاری و مدیریت، را تحت تاثیر قرار داده است، به گونه ای که گروهی بر این باورند که باید معنویت را بخش مهمی از برنامه های آموزشی به حساب آورد. توجه به معنویت در آموزش و پرورش بواقع توجه به هدف و معنا است: یعنی فهم عمیق از هدف و معنای درس و کار و برنامه، حتی از مربیان انتظار می رود که در راستای توجه به معنویت، فهم عمیقی از خود، هدف و معنای کار خود، و رابطه بین آنها داشته باشند. و این ها نشان دهنده نیاز به حضور عنصر معنویت در آموزش و پرورش است. پس یکی از کارکردهای معنویت در آموزش و پرورش معنا دهی به فعالیت هایی است که در این حوزه انجام می شود، اما هدف و معنایی که از ماهیتی متعالی برخوردار است. این که چگونه این جریان فکری به این سرعت و گستردگی وارد عرصه های آکادمیک شد به عوامل متعددی بر میگردد که برخی از آنها از این قرارند: اختلاط گسترده فرهنگ های مختلف که خود در پی گسترش پدیده مهاجرت رخ داده است، تغییرات گسترده در نگرش ها و شیوه های زندگی دانشجویان، مشاهده عمیق تر شدن فاصله بین نسلها، عدم کارایی دانشگاهها در پرورش جنبه های معنوی و دینی دانشجویان، و حتی برای برخی، افزایش ناهنجاری های روانی و شدت گرفتن افت تحصیلی در میان دانش آموزان و دانشجویان. بر این اساس، برنامه ریزان و دست اندرکاران آموزش عالی پرداختن به جنبه های معنوی آموزش عالی را در اولویت های خود قرار داده اند. به همین منظور انتخاب رویکرد تربیتی مناسب مقصودی است که کارشناسان در پی آن هستند، رویکردهایی که به کار گیری آنها بتواند ارزش های مندرج در جریان فکری معنویت گرایی را بازتولید نماید. در همین راستا رویکردهایی، از جمله رویکرد کارآموزی ((service-learning، پیشنهاد شده اند. اما به نظر می رسد میتوان با تحلیل فعالیتهای ذاتی آموزش عالی، و مبتنی بر ماهیت اخلاقی دانش بتوان رویکردی مناسب تر برای این مسئله پیشنهاد داد.
یادداشتهای رضا محمدی