پارادایم پیچیدگی و فلسفه تعلیم و تربیت
پارادایم پیچیدگی و فلسفه تعلیم و تربیت
رضا محمدی چابکی
مقاله ارائه شده در اولین همایش فلسفه تعلیم و تربیت ایران
چکیده
هدف اصلی این مقاله بررسی «پیچیدگی» بهمثابه پارادایمی جایگزین برای پارادایم نیوتنی علم و تأثیرات آن در حوزه فلسفه تعلیم و تربیت است. پارادایم پیچیدگی عبارت است از الگوی عمومی جدیدی برای علم که تحت تأثیر تحولات قرن بیستم در علوم پایهای همچون ریاضیات، فیزیک و زیستشناسی پدیدآمده و دگرگونیهای بسیاری را در نحوه نگرش انسان به جهان و محیط پیرامونش و روش اندیشیدن و تفکر او ایجاد کرده است. از وجوه تمایز این پارادایم با پارادایم غالب علم در سدههای گذشته که همان دیدگاه مکانیستی و قطعیتگرا بوده است، میتوان به کلگرایی، عدم قطعیت، غیرخطی بودن، خود سازماندهی و نوپدیدی یا ظهور اشاره کرد. این نحوه نگرش با ایجاد تحولاتی در فلسفه و روششناسی علم و انسانشناسی، موجب گسترش رویکردهای بدیلی در تمام حوزههای علوم انسانی از جمله علوم تربیتی شده است. مقاله حاضر بر آن است تا به مطالعه تغییرات حاصل از این پارادایم در یکی از بنیادیترین بخشهای علوم تربیتی یعنی فلسفه تعلیم و تربیت پرداخته و چالشهای برآمده از این تغییرات را مورد بررسی قرار دهد.
کلید واژهها: پیچیدگی- کلگرایی- عدم قطعیت- نوپدیدی- فلسفه تعلیم و تربیت
یادداشتهای رضا محمدی